خواجه نصير الدين الطوسي
235
اخلاق محتشمى ( فارسى )
بود . خاموشى « 1 » از حكمت به كار نيايد ، چنان كه سخن گفتن با جهل به كار نيايد . ( 30 ) اتوب اليك من كلّ ما خالف ارادتك او زال عن محبّتك . ترجمه : توبه ميكنم خدايا از آنچه مخالف خواست تو باشد ، يا خلاف محبت تو . ( 31 ) من خطرات قلبى ، و لحظات عينى و حكايات لسانى « 2 » . ترجمه : دور افكن انديشههاى دل من ، و نگرستنهاى چشم من ، و سخنهاى زبان من . ( 32 ) غضّوا العيون ، و كفّوا الاسنة ! اغمدوا السنتكم ! فانّها امضى من السّيوف على اعناقكم . ترجمه : چشمها خوابانيده داريد ، و زبانها از گفتن باز داريد ! زبانها در نيام كنيد ! كه زبان بر گردن شما از شمشير گذرانتر باشد . من كلام الحكماء و الدعاة ( 33 ) عيب سقراط بقلّة الكلام ، فقال : انّ اللّه خلق لى اذنين و لسانا لاسمع ضعفى ما اقول ، و انتم تتكلّمون باكثر ممّا تسمعون . ترجمه : سقراط را باندك سخنى عيب كردند . گفت : خداى مرا دو گوش و يك زبان بداده است ، تا دوبار چندانكه بگويم بشنوم ، و شما بيش از آنكه ميشنويد ميگوييد .
--> ( 1 ) - خواموشى . ( مانند پيش ) ( 2 ) - بندهاى 30 و 31 يك جملهء ناتمامى است از صحيفهء كامله ( دعاؤه فى ذكر التوبة و طلبها ص 162 ) اصل : تؤمن من خطرات . . .